![]() |
![]() |
|
| only GOD will JUDGE me |
|
این چت چند لحظه پیش انجام گردیده و بصورت LIVE در اختار شما قرار داده میشود :
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 23:34 توسط ALADDIN جون |
|
|
نمیدونم چرا هر وقت درس دارم و وقت هم ندارم هوس میکنم وبلاگ آپ کنم شاید اینم خودش نوعی کرم قلمداد میشه شایدم این آقا شیطونه که میگن آدمو انگول میزنه همینه ؟ ولی خودمونیم شیطونی هم خیلی حال میده حالا از هر نوعش که باشه مثلآ استاد بخواد با یه چوب ۳ مترو ۲۰ سانتی من رو مورد عنایت قرار بده اونوقت من بشینم اینجا در مورد حقوق بشر و از این شر ورا وب آپ کنم ... اصلآ بزار شوک بدن
فعلآ بدرود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 13:39 توسط ALADDIN جون |
|
موضوع انشاء : خانه ای که در آن زندگی میکنید را توصیف کنید ...
خونه اونجاست خونه من اونجا که هستی تو با من ! خانه ما خیـــــلی تخمی میباشد . در حـــیاط خانه ما یک حوض داریم که یک فواره
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 0:18 توسط ALADDIN جون |
|
|
خب البته طبیعی است که انسان تا وقتی سی ساله نشده، فکر می کند که عشق هرگز نمی میرد، اما بعد از اینکه یکی دوبار عشقش مرد، به این نتیجه می رسد که عشق اصلا به دنیا نمی آید. در همین راستا و با توجه به اینکه در هرجای دنیا عشق یک جوری اتفاق می افتد و در جای دیگر یک جور دیگری اتفاق می افتد و سر ما درد میکند واسه تعریف کردن این اتفاق ها می خواهیم ببینیم در هر کشوری عشق چگونه اتفاق می افتد؟
شوروی سابق: ناتالیا و الکسی ناتالیا و الکسی به عنوان دو عضو فعال حزب احساس می کردند که از همدیگر متنفرند، آن شب، آن دو در مهمانی حزب ودکای فراوانی خوردند و شب را تا صبح در حال مستی با هم گذراندند. هر دو به هم اعتراف کردند که از رفیق استالین متنفرند. صبح که از خواب بیدار شدند، احساس کردند که عاشق همدیگر هستند. یک هفته بعد با هم ازدواج کردند و توسط کا گ ب دستگیر شدند و تا پایان عمر همچنان عاشق همدیگر بودند، پایان عمر آنها پانزده روز بعد از ازدواج و سیزده روز بعد از دستگیری آنها بود.
انگلیس: استنلی و سوزان استنلی وقتی سی و چهار ساله شد عاشق سوزان بیست و پنج ساله شد. آنها سه سال با هم دیوانه وار و عاشقانه زندگی می کردند. در روزهای تعطیل با هم خوشگذرانی می کردند. بعد از سه سال سوزان به استنلی گفت: من دوست دارم بچه دار بشم. استنلی گفت: منم دوست دارم بچه دار بشم. سوزان گفت: و دوست دارم از مردی که شوهرم هست بچه دار بشم. استنلی گفت: و من هم همین طور. سوزان و استنلی هر کدام وارد اتاق شان شدند و مشخصات همسر ایده آل خودشان را یادداشت کردند. بعد به این نتیجه رسیدند که باید از هم جدا شوند تا با همسر ایده آل شان ازدواج کنند.
جمهوری آذربایجان: رشید و زلیخا
ایتالیا: ورساچه و والنتینو
ترکیه: اورهان و عایشه
آلمان: رالف و هانا
هند: نقش اول زن و نقش اول مرد
عربستان سعودی: عبدالله و یک زن
ایران: کامی و پانته آ
نتیجه گیری اخلاقی: عشق هرگز نمی میرد، ولی ممکن است هیچ وقت هم به دنیا نیاید.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 11:52 توسط ALADDIN جون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| ALADDIN |
|
| ديدني ها |
|
تحویل گل در تمام کشور ها ART of AD بهترین عکس های رویترز موضوع انشاء : صبر و پایداری !USA! USA OttO 17 شكلات = عشق خودشناسي از روي عكس آرشیو ديدني ها |
| دوستان |
|
پـريـا ALADDIN photos BANZAN RapGame Shabgard حرفهای یک نفر ایـن نـیـز بگذرد تـنهای دیـوانه وب کوچولـو به سوی تباهی عمو نصير وبلاگ صورتی دختر آریـایی خود نویـس آرش جون پاك كن آوا |
|
RSS
|