تبليغاتX
.


















.

صحبتی با دل خودم
...

ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند1390ساعت11:42 AMتوسط ALADDIN جون | |

خوابم نمی برد ، دنبال بهانه می گردم ، دنبال تو ...
نمیدانم چه باید کرد تا زمان بایستد در ثانیه های بوسه هایمان
در دقیقه های عاشقی و در ساعت های نگاه های پر از دوست داشتنمان
سرت را بر روی سینه ام بگذار ، دستم را توی موهایت میکشم  
و برایت می گویم حقیقتی شیرین را
از لحظه هایی که از نفس های هم جان می گیریم 
و از بوسه های هم به آرامش میرسیم 
باور کن ، تا از باور ما سرنوشت نیز به این باور برسد که من و تو عاشق ترینیم
تا خدا هم یادش بیوفتد من و تو نیمه های گمشده یکدیگر هستیم
تا زندگی هم بداند دیگر نمیتواند ما را از هم جدا کند
من و تو ، عشق را به زیبایی معنا خواهیم کرد
تا انتهای دنیا ...
 
 

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت4:7 PMتوسط ALADDIN جون | |

زندگی همیشه زیباست ،
تجربه زیباست ، نباید ازش ترسید 
آشنایی با آدمای جدید ، مکان های جدید
فقط باید ایمان داشت به اینکه 
زندگی پر است از لذت های کشف نشده
نباید صبر کرد ، نباید شک کرد
نباید توی تردید فسیل شد ، نباید نشست و منتظر معجزه بود 
معجزه به دست خود آدم به وجود میاد ، با جسور بودن ، با خواستن 
باور کنین ، باور کنین


پ.ن: اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد ، من و هانی به هم سازیم و خار مادرشو ... 

 

+نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن1390ساعت10:14 PMتوسط ALADDIN جون | |

اگـر گوسفنـدی که هـرگز او را ندیده اید در جایـی از ایـن دنیـا گـل سـرخـی را بـخورد 
برای یک نفر، دیگر هیچ چیز در گیتی مثل گذشته نخواهد بود، به همین سادگی
و هیچ آدم بزرگی هرگز نخواهد فهمید که چقدر این موضوع با اهمیت است



+نوشته شده در یکشنبه 25 دی1390ساعت2:29 AMتوسط ALADDIN جون | |

خیلی وقتا هس که دوس داری به یکی محبت کنی ، به یکی توجه کنی ، یا حتی به یکی کمک کنی
اما نمیکنی ...
فقط به خاطر اینکه تجربه نشون داده احتمال این هست که طرف دنبال دلیلی واسه محبتت بگرده ،
شک کنه ، واسه خودش برداشت هایی بکنه ،
جالبیش اینجاس که ممکنه آخرش محکوم هم بشی حتی

 

+نوشته شده در یکشنبه 6 آذر1390ساعت5:7 PMتوسط ALADDIN جون | |

بـیـا

دستت را به من بده 

دســتــم را بــگـیــر


پ.ن : ...

 

+نوشته شده در سه شنبه 10 آبان1390ساعت12:35 PMتوسط ALADDIN جون | |

دیروز چه آتیش ها که نسوزوندم و چه مکان هایی که به فاک ندادم 
اما الان آروم نشستم و دارم لبخند میزنم و از همه چی راضیم
آره همچین آدمیم ، گاهی یه خرگوش بیش فعال ، گاهی هم یه بچه ایگوانای آروم

...

پ.ن :  الان دلم میخواد این هوای ابری رو بغل کنم و براش شعر بخونم ، بعدشم بهش پیشنهاد بیشرمانه بدم

 

+نوشته شده در دوشنبه 18 مهر1390ساعت3:52 PMتوسط ALADDIN جون | |

اين روزهای پاييزی چه دلگيرند
دست خودم نيست ، اين روزها هوا هوای دلتنگيست
بوی پاييز می آيد و پاييز مال آدم هاييست که بيقرارند
اين روزها جلوی آينه کمی با چشم هايم خلوت می کنم 
با آسمان سياهی که گاه هوايش ابری می شود 
در چشمان من دختری نشسته که هيچ کس نمی شناسدش 
دختری که هر کس با تصوری در ذهن خود نقاشی اش کرده 
در چشمان من دختری است که خواب های پريشانش را نمی خواهد 
و میخواهد خود را به يال سپيد اسبی برساند ، اما باز حصاری نمی گذارد 
در چشمان من دختری است که قلبش را در دست های عشق جا گذاشته
و جسمش را در قفسی از زندگی ...
در چشمان من دختری است که بوی پاييز دلتنگش می کند
و شانه به شانه ی خاطرات دلش را می سپارد ... 
اين بادهای سرد بوی او را می آورند ، بيقرار میشوم 
پاييز می آيد و من دست خودم نيست که دلتنگم 
اين روزها چقدر سرد شده نفس هایم ...

 
 

+نوشته شده در پنجشنبه 14 مهر1390ساعت2:42 PMتوسط ALADDIN جون | |

یعنی وسط چله تابستون هم اگه من ماشینمو ببرم کارواش بعدش بارون میگیره ، 
خدا جون مگه من با تو شوخی دارم ؟ 
مگه من ماشینتو خیس کردم ؟ 
مگه من هم قدتم ؟

بیماری مگه ؟
یه نگا به دور و برت بنداز
تنکولوجی پیشرفت کرده ، زندگیا منقلب گشتیده
تو هم یه پیج تو تویتر بساز ، جبرئیل رو هم بزار مسئول توییتینگ
بنده خدا هم کارش راحت تر میشه ، هم دیگه نباید این همه راه بکوبه تا این پایین بیاد
ما هم پیجت رو فالو میکنیم که مثه امروز ضایه نشیم
یهویی اگه هوس کردی وسط چله تابستون بارون بزنی ،
یا دلت گرفته بود خواستی گریه زاری را بندازی
یه توییت قبلش بکن که آقا جریان از این قراره که :

یا ایَها الَذینَ المُومِنون ، آی وانا اُنزُل شُرشُرونَ البارون فِی میدّل آف سامِرون

ما هم الکی نمیریم کارواش که الان بشینیم هی دندون قروچه بریم و به چار تا تیکه ابر بد و بیراه بگیم
والاااااا


پ.ن شخصی : امان از خنده هايی که وسطش بغض می کنی

 

+نوشته شده در جمعه 4 شهریور1390ساعت4:9 PMتوسط ALADDIN جون | |

با یک گل سرخ و یک اخترک و یک آسمان پر ستاره 
اوقات را به خوشی می گذرانم
برایش میخندم ، نوازشش میکنم
باد که بیاید ، دستانم را به دورش حلقه میکنم تا سردش نشود
کنار هم غروب را تماشا میکنیم
گل سرخم
حرفی هم که نزند
کلامی هم که نگوید
میداند در اخترکمان تنها نیست
میداند کسی هست که او را
سرخ ترین و زیباترین گل دنیا میداند ...


پ.ن : از خواب پریدم ، حسابی گریه کردم ، دوباره خوابیدم ... همچین آدمیم  

 

+نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد1390ساعت9:40 PMتوسط ALADDIN جون | |